پرسش:
چرا به حضرت علی علیه السلام، «حیدر» و «مرتضی» میگویند؟
پاسخ :
بر اساس رجزی منقول از زبان امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، مادرش فاطمه بنت اسد نام «حیدر» را برای ایشان انتخاب کرده بود. در بخشی از رجز آن حضرت آمده است: «أنا الذی سمّتنی امّی حیدره: من همان کسی هستم که مادرم مرا حیدر نامید». این مطلب را منابع مختلف حدیثی و تاریخی گزارش کردهاند؛ برای نمونه ابنعبدالبر (م 463 ق) در گزارش چگونگی فتح قلعه خیبر، از قول سلمة بن ابیسلمه نقل میکند وقتی چشمان علی بن ابیطالب علیه السّلام به معجزه رسول خدا صلّی اللّه علیه وآله شفا یافت و آماده مبارزه شد، مرحب خارج شد؛ درحالیکه شمشیرش را میچرخاند و رجز میخواند و علی بن ابیطالب در پاسخ به رجز او گفت:
أنا الّذی سمّتنی أمى حیدره
کلیث غابات کریه المنظره
أوفیهم بالصاع کیل السندره (1)
من کسی هستم که مادرم مرا «حیدره (شیر)» نامید.
همانند شیرِ بیشهای پردرخت، دهشتناکم [کسی دوست ندارد با من روبرو شود]
در جنگیدن، حق مطلب را ادا میکنم [آنان را بهسرعت از دم تیغ مىگذرانم].
واژگان «حیدر» و «حیدره» هر دو به معنای «شیر» هستند و هر دو نیز در عربی در جایگاه اسم به کار میروند (2). اینکه فاطمه بنت اسد این نام را برای فرزندش برگزید، شاید به این دلیل بود که «اسد» هم به معنای شیر است و او دوست داشت فرزندش همانند پدرش «شیر» خوانده شود؛ ازاینرو واژۀ «حیدر» را که هممعنا با «اسد» است، برای او برگزیده است؛ اما اندکی بعد، پدرش ابوطالب او را «علی» نامید (3). چنین چیزی در میان عرب، عجیب نیست؛ زیرا هرچند نامگذاری فرزند در ابتدا بر عهدۀ پدر یا حق او برشمرده میشد؛ اما مادران نیز گاهی برای فرزند خود نامی انتخاب میکردند (4) و البته پدر حق داشت آن نام را تأیید کند یا تغییر دهد که البته در صورت تغییر نیز گاهی همزمان هر دو نامِ منتخب مادر و پدر برای فرد به کار میرفت (5).
لقب مرتضی
«مرتضی» به معنای «فرد مورد رضایت، پسندیده، آنکه دیگران از او راضیاند، کسی که خداوند او را پسندید و از او خشنود شد»، لقبی است که در برخى روایات و متون، براى پیامبر خدا صلّی اللّه علیه وآله نیز به کار رفته است؛ از جمله در زیارت «جامعۀ کبیره» (6) و نیز در اشعاری که عاتکه ـ عمه پیامبر ـ در رثای آن حضرت سرود و دو بار تعبیر «مرتضی» را برای ایشان به کار برد (7). گاهی برای مطلق امام (8) و نیز برای برخی از ائمه به طور خاص مانند امام جواد و امام رضا علیهما السّلام (9) به کار رفته است. با این حال بهکاررفتن آن برای شخص امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به اندازهای رواج داشته است که میتوان گفت لقب غالب ایشان برشمرده میشود و اگر در متون تاریخی بدون قرینه به کار رود، ذهن منصرف به ایشان میشود. این لقب از دیرباز برای آن حضرت به کار رفته است و در اشعار و متون قرن یکم نیز بازتاب یافته است؛ برای نمونه در رجزی که از زبان زهیر بن قین شهید کربلا نقل میشود، خطاب به امام حسین علیه السّلام آمده است:
الیوم نلقى جدک النبیا
و حسنا و المرتضى علیا
و ذا الجناحین الفتى الکمیا (10)
یعنی امروز با جدت که پیامبر است و با برادرت حسن و پدرت علی مرتضی و عمویت جعفر ذوالجناحین دیدار میکنیم.
درباره علت اشتهار امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به این لقب، شاید صفات کلی ایشان که به لحاظ تقوا و شجاعت و دیانت و ایثار و دیگر مکارم اخلاقی سرآمد مردمان بود، سبب شد این لقب برای ایشان به کار برود؛ زیرا این صفات باعث شده بود که هم خداوند متعال و پیامبر خدا صلّی اللّه علیه وآله و هم مؤمنان از او راضی باشند. به تعبیر دیگر، او مورد رضایت خدا و خلق خدا بود؛ ازاینرو «مرتضی» خوانده شد.
همچنین ممکن است به سبب سخن پیامبر خدا (صلّی اللّه علیه وآله باشد که امیرالمؤمنین و شیعیان او را مصداق آیات پایانی سورۀ «بیّنه» دانست (11) و خداوند در این آیات درباره این گروه از مؤمنان میفرماید: «رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْه» (12). بر این اساس، چون امیرالمؤمنین صلوات الله علیه مورد رضایت خداوند متعال قرار داشت، به «مرتضی» ملقب شده است.
نیز ممکن است علت اشتهار امیرالمؤمنین به این لقب، ماجرای غدیر باشد؛ زیرا پس از انتصاب ایشان به امامت، به نصّ قرآن کریم دین خدا کامل شد و خداوند متعال برای این انتصاب، از دین اسلام راضی شد و فرمود: «رضیتُ لکم الاسلامَ دیناً» (13). پس درواقع، امامت و ولایت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، سبب رضایت خداوند سبحان شد؛ ازاینرو به «مرتضی» ملقّب گردید.
البته همۀ این وجوه جمعپذیر هستند و هیچ منافاتی با یکدیگر ندارند. بنابراین میتوان گفت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به سبب صفات حمیدهای که داشت و مورد رضایت رسول خدا و مؤمنان بود و امامت و ولایتش نیز موجب رضایت الهی بود، به «مرتضی» شهرت یافته است.
نتیجه:
«حیدر» نامی است که جناب فاطمه بنت اسد مادر گرامی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه برای او انتخاب کرده بود و گاهی بدان نام نیز از ایشان یاد میشد. اما لقب «مرتضی» به سبب صفات پسندیدۀ آن حضرت و به دلیل رضایت الهی از ایشان و ولایتش، برای ایشان به کار رفت و رواج یافت.
پینوشتها:
1. ابنعبدالبر، یوسف بن عبدالل؛ الاستیعاب؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، 1422 ق، ج 2، ص 787. برای دیدن نقلها و منابع دیگر این واقعه، ر.ک: محمد محمدی ریشهری و همکاران؛ دانشنامه امیرالمؤمنین علیه السلام؛ قم: دارالحدیث، 1386 ش، ج 1، ص 358 ـ 360.
2. «و الحَیْدَرَهُ: الأَسد……و حَیْدَرٌ و حَیْدَرَهُ: آسمان» (محمد بن مکرم ابنمنظور؛ لسان العرب؛ بیروت: دارالفکر، [بیتا]، ذیل مادۀ «حدر».
3. عبدالحمید بن هبةالله ابنابیالحدید؛ شرح نهجالبلاغه؛ قم: کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، 1404 ق، ج 1، ص 12.
4. مرحب خیبری، عمر بن خطاب، سعید بن جبیر و حر بن یزید ریاحی از شخصیتهای سرشناس تاریخ اسلاماند که نامشان را مادرشان انتخاب کرده بود (ر.ک: سیدعلی شهرستانی؛ التسمیات بین التسامح العلویّ والتوظیف الأمویّ؛ تحقیق: مرکز الابحاث الاعتقادیه؛ قم: الرافد، 1388 ش، ص 68 ـ 72).
5. سیدعلی شهرستانی؛ التسمیات بین التسامح العلویّ والتوظیف الأمویّ؛ ص 74 ـ 75.
6. «.... أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ الْمُنْتَجَبُ وَ رَسُولُهُ الْمُرْتَضَى أَرْسَلَهُ بِالْهُدَى وَ دِینِ الْحَقِّ …» (محمد بن علی ابنبابویه (شیخ صدوق)؛ کتاب من لایحضره الفقیه؛ قم: جامعه مدرسین، 1413ق، ج 2، ص 611).
7. تقىالدین احمد بن على مَقریزی؛ إمتاع الأسماع بما للنبى من الأحوال و الأموال و الحفده و المتاع؛ تحقیق: محمد عبدالحمید النمیسى؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، 1420 ق، ج 14، ص 598.
8. براى نمونه در خطبهاى از امام صادق علیه السّلام در وصف ائمه آمده است: «…فَالْإِمَامُ هُوَ الْمُنْتَجَبُ الْمُرْتَضَى وَ الْهَادِی الْمُنْتَجَى وَ الْقَائِمُ الْمُرْتَجَى…» (محمد بن یعقوب کلینی؛ روضة الکافی؛ چ 4، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1365 ش، ج 1، ص 204).
9. محمد بن محمد شیخ مفید؛ الارشاد الی معرفة حجج الله علی العباد؛ قم: کنگره شیخ مفید، 1413 ق، ج 2، ص 296.
10. محمد بن محمد شیخ مفید؛ الارشاد الی معرفة حجج الله علی العباد؛ ج 2، ص 105.
11. این مضمون در روایات متعددی ذیل آیات پایانی سورۀ «بیّنه» آمده است؛ از جمله روایتی به نقل از امام باقر علیه السّلام که پیامبر صلّی اللّه علیه وآله به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمود: «هُمْ وَاللَّهِ أَنْتَ وَ شِیعَتُکَ» (محمد بن حسن طوسی؛ الامالی؛ قم: دارالثقافه، 1414 ق، ص 405، ح 909).
12. بیّنه: 8.
13. آیه اکمال: «الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً» (مائده: 3).
