رجعت و تجربیات نزدیک به مرگ

پرسش:
در تجربیات نزدیک به مرگ وقتی شخص متوجه اعمالش میشه و میخواد دوباره به دنیا برگرده چرا دوباره بهش همچین فرصتی داده میشه؟ چرا به کافرانی که میمیرن چنین فرصت دوباره‌ای داده نمیشه؟
 
 
پاسخ:
تجربه نزدیک مرگ(۱) نوعی تجربه بسیار عمیق و معنوی است که شخص در آستانه مرگ، آن را تجربه کرده و ممکن است شامل تجربه مثبت و آرام‌بخش یا تجربه منفی و اضطراب‌آور و یا بدون هیچ حسی باشد. در تجربه مثبت، احساساتی مثل احساس خروج از بدن، احساس شناور بودن، سکوت کامل، احساس امنیت و گرما، تجربه از هم پاشیدگی، دیدن تونل، دیدن نور، دیدن بستگان فوت‌شده و غیره، وجود دارد؛ و در تجربه منفی، احساساتی همچون درد و اضطراب وجود دارد. توضیحات در مورد این تجربه ازنظر علمی و مذهبی بسیار متفاوت است.(۲)
با این مقدمه به سراغ سؤال یاد شده رفته و پاسخ آن را در قالب چند نکته تقدیم می‌کنیم. 
 
نکته اول:
در ابتدا باید به این نکته توجه داشت که مشاهدات و تجربیاتی که از مسئله مرگ بیان می‌شود، باید در جای خود ثابت شده و گزارش‌هایی که از این افراد به دست می‌آید می‌بایست مورد راستی آزمایی قرار گیرد و در ادامه باید ثابت شود که آنچه ایشان مورد تجربه شخصی قرار داده‌اند، واقعیتی بیرون از ذهن و ضمیر ایشان بوده و جلوه‌ای از تخیلات و توهمات انباشته ذهنی که در آن لحظه خود را نمایش داده است نباشد.(۳) در تعارض میان یافته‌های تجربی در تجربیات نزدیک به مرگ و آموزه‌های صریح دینی، با توجه به اینکه قبلا حقانیت دین با معجزات و موارد محسوس و معقول به اثبات رسیده، آنچه کنار گذاشته می‌شود تجربیات شخصی است. 
 
درنتیجه آنچه برای ما از خصوصیات عالم پس از مرگ و یا جزئیات حقایق زندگی سرای دیگر قابل‌قبول است، آیات و روایاتی است که در این باب وجود دارد و اگر تجربه کسی مخالفتی با این آیات و روایات نداشته باشد، می‌تواند مورد توجه قرار گرفته و در روشن ساختن برخی از ابهامات جزئی در خصوص کیفیت تحقق عوالم پس از مرگ، مدد برساند.
 
نکته دوم:
برحسب ظاهر اولین بار در سال ۱۹۷۵م، ریموند مودی در کتاب خود با نام «زندگی بعد از زندگی» که بر مبنای مصاحبه‌هایی است که وی با افرادی انجام داده بود که بعد از مرگ دوباره به زندگی بازگشته بودند، اصطلاح «تجربه نزدیک به مرگ» را به کار برد.(۴) ولی همین اصطلاح نباید برای انسان این سوء تفاهم را ایجاد کند که آنچه در حال تحقق است، نوعی «مرگ» است! 
در واقع، «مرگ» عبارت است ورود به عالم برزخ که بازگشت از آن به نحو عادی امکان‌پذیر نیست؛ کسانی که تجربیات نزدیک با مرگ داشته‌اند، واقعاً نمرده‌اند و ظاهراً آنچه برای ایشان رخ داده نوعی «پرواز روح» است که نظیر آن در عالم خواب اتفاق می‌افتد، درنتیجه حالاتی که در این گزارشات وجود دارد، طبیعی است که قابل تطبیق صد در صد با اوصاف عالم برزخ و حالات مرگ در آیات و روایات نباشد.(۵)
 
نکته سوم:
تنوع و گوناگونی آنچه امروزه به‌عنوان تجربه نزدیک به مرگ در محافل علمی و عرفی وجود داشته و عدم امکان راستی آزمایی (به جهت نکته اول) در خصوص آن سبب می‌شود تا نسبت این‌گونه از تجربیات با آنچه اسلام در خصوص زندگی پس از مرگ و عالم برزخ می‌گوید، کاملاً قابل تطبیق نباشد؛ اما این امر به معنای بی‌فایده بودن تجربیات نزدیک به مرگ نیست، چراکه اصول اساسی این‌گونه تجربیات، نظیر حقیقت روح، واقعیت زندگی پس از مرگ و... مورد تأیید اسلام است و در واقع نکته‌ای را که می‌توان از نظر تجربی از این‌گونه گزارشات به نحو یقینی استفاده کرد، اصل این حقیقت است که روح چیزی مستقل از بدن و در عین حال متعلق به آن است و روح می‌تواند بعد از مرگ بدن نیز بماند و به حیات خود ادامه دهد.
 
نتیجه:
از آنچه بیان شد روشن می‌شود که تجربه نزدیک به مرگ، یک تجربه کاملاً شخصی و غیرقابل اشتراک (و به‌تبع آن غیرقابل اثبات) برای اشخاص است که در حقیقت تجربه‌ای از انفصال روح انسان از بدن است که نمی‌توان آن را به‌عنوان مرگ حقیقی انسان، قلمداد کرده و آن را صد در صد مطابق با آموزه‌های اسلامی دانست. چراکه آنچه در هنگام مرگ حقیقی رخ می‌دهد، سفری معمولاً بی‌بازگشت و ساکن در عالم برزخ است. هرچند بسیاری از تجربیاتی که به نحو صادقانه گزارش‌شده است، می‌تواند قابل تطبیق بر آیات و روایات بوده و از نظر اعتقادی، مهر تأیید را دریافت کند.
پس در اینجا با دو حقیقت مواجه هستیم:
۱-مرگ: که غیرقابل بازگشت و به معنای سکونت قطعی در عالم برزخ است.
۲-تجربیات عمیق: که شخص چیزی شبیه مرگ را تجربه می‌کند، نه اینکه حقیقتاً مرده باشد. درنتیجه نمی‌توان آن را نوعی از مرگ دانست.
 
 
 
کلمات کلیدی:
تجربه نزدیک به مرگ، NDE، مرگ، معاد، روح. 
پی‌نوشت‌ها:
۱. به انگلیسی: Near-death Experience (به‌صورت مخفف: NDE)
۲. برای مطالعه بیشتر، رک: کجباف، محمدباقر، تبیین رابطه روح و بدن با تکیه‌بر نظریه سیستم‌ها و تجربه‌های نزدیک مرگ، فصلنامه کلام اسلامی، خرداد ۱۳۹۲ ش، دوره ۲۲، شماره ۸۵، ص۱۲۹-۱۴۷. 
۳. به‌عنوان مثال، زنی که مورد جراحی قرار گرفته بود، بعد از به هوش آمدن، به دقت ابزار جراحی‌ای که قبلاً ندیده بود را توصیف کرده و گفتگویی که بین پرستاران و پزشک در هنگام بیهوشی کامل او صورت گرفته بود بیان کرده است (Sabom, Michael(1998), Light& Death: One Doctor'sFascinating Account of Near-Death Experiences. Grand Rapids, Michigan: Zondervan Publishing House.p53) و یا پرستاری دندان مصنوعی بیمار بیهوشی که دچار حمله قلبی شده بود را از دهانش بیرون آورد و بعد از به هوش آمدن آن بیمار از همان پرستار خواست که دندانش را به او برگرداند. در شرایط عادی ممکن است توجیه این مسئله مشکل باشد که چگونه یک مریض بی‌هوش توانسته بعد از به هوش آمدن همان پرستار را شناسایی کند. (vanLommel P van Wees R Meyers V Elfferich I.(2۰۰1) Near-Death Experience in Survivors of Cardiac Arrest: A prospective Study in the Netherlands. Lancet, December 15:358(9298) 2۰39-45)
۴. برای مطالعه بیشتر، رک: کجباف، تبیین رابطه روح و بدن با تکیه‌بر نظریه سیستم‌ها و تجربه‌های نزدیک مرگ، ص۱۲۹-۱۴۷. 
۵. ر.ک: طباطبایی، محمدحسین، انسان از آغاز تا انجام، انتشارات الزهراء، چاپ دوم، ۱۳۷۱، ص۶۳.