برای ترس و ناامیدی که به واسطه فکر کردن به برزخ و عذاب قبر به وجود می‌آید، چه باید کرد؟

سؤال:
چند وقتی است که درباره عالم برزخ و فشار و عذاب قبر دارم فکر می‌کنم و تقریبا ترس عجیبی من را فرا گرفته است به طوری که زندگی عادی را دیگر ندارم و همه چیز به نظرم پوچ می‌آید و دوست دارم بقیه عمرم خودم را به نماز و دعا و قرآن خواندن بگذرانم.

پاسخ:
متاسفانه یکی از بزرگ‌ترین رهزنی‌هایی که شیطان در هنگام سیر و سلوک پیش روی انسان قرار می‌دهد، همین افکار و خطورات یأس‌آور و ناامیدکننده است. به طور کلی، شیطان درصدد است تا از هر راهی انسان را از تکامل باز دارد گاه از طریق خستگی و کسلی که منجر به تفریط می‌شود و گاه از طریق زیاده‌روی و اندیشه عقب‌افتادگی و بیهودگی مظاهر دنیایی که منجر به افراط می‌شود که در هر دو صورت افراط و تفریط، جز دوری از رحمت بی‌کران الهی برای انسان حاصلی نخواهد داشت. به همین جهت، در روایات ما از از انحراف به دو جانب افراط و تفریط باز داشته‌اند و همواره به اعتدال در اعمال فرا خوانده‌اند.
از نشانه هایی که شما دوست گرامی بیان میدارید به نظر می رسد دچار افراط شده اید. افراطی که از ناحیه عدم توجه به مراتب ایمان افراد و سنجش اعمال به حسب تواناییها و قابلیات افراد گریبانگیر شما شده است. توصیه حقیر به حضرتعالی این است که اولا بدانید مراتب ایمان و علم افراد گوناگون است و خداوند نیز به حسب همین تفاوت قابلیات، اعمال افراد را مورد سنجش قرار می‌دهد ثانیا وقتی این گونه افکار به شما هجوم آورد، به صورت سریع، به روایاتی که دلالت بر رحمت گسترده و بخشایش نامتناهی حق دارد، رجوع نموده و خود را از ناامیدی و یأس دور نمایید.
اکنون توجه شما را به یکی از این روایات جلب می‌کنم:
روایت شده معاذ بن جبل از صحابه با ديده گريان خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رسيد و سلام کرد، حضرت جواب فرمود و آن گاه پرسيد چرا گريه می‌كنی؟ در جواب گفت؛ جواني زيبا، بر در خانه است و همچون مادر جوان‌مرده گريه می‌كند و می‌خواهد به خدمت شما شرفياب شود. حضرت فرمود؛ برو و جوان را نزد من آر، معاذ او را نزد آن حضرت برد، پس ازسلام، حضرت پرسيد؛ جوان! چه چيز ترا به گريه انداخته است؟ گفت؛ چگون گريه نكنم در صورتي كه مرتكب گناهاني شده ام كه اگر خداوند بزرگ به بعضی از آن‌ها مرا مؤاخذه كند وارد جهنم نمايد و هرگز مرا نيامرزد؟! در ادامه روایت آمده که حضرت فرمود: به خدا مشرک شدی؟ گفت؛ به خدا پناه می‌برم كه به خدايم شرک آورده باشم! فرمود؛ آيا كسي را كه كشتن او حرام است كشته‌ای؟ گفت؛ نه، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمود؛ خداوند گناهانت را مي آمرزد، گرچه به اندازه زمين‌های هفت‌گانه، درياها، ريگ‌ها، درختان و مخلوقات درون آن‌ها، باشد گفت؛ از همه اين‌ها بزرگ‌تر است. حضرت فرمود؛ خداوند گناهانت را می‌آمرزد، گرچه به اندازه آسمان‌ها، ستارگان، عرش و كرسی باشد. گفت؛ گناهان من از همه آن‌ها بزرگ‌تر است.
معاذ در ادامه روایت می‌کند پيامبر (صلی الله علیه و آله) با حالت خشمناكی نظر افكند و فرمود؛ وای بر تو ای جوان! گناهان تو بزرگ‌تر است يا پروردگار تو؟ جوان به رو در افتاد و می‌گفت؛ سبحان الله ربی ما شیء أعظم من ربی؛ اي پيامبر خدا! پروردگار من بزرگ‌تر از هر بزرگی است. حضرت فرمود؛ آيا گناه بزرگ را جز بزرگ می‌آمرزد؟ جوان گفت؛ نه، آن گاه جوان ساكت شد.

http://www.askdin.com/thread29950.html