پرسش: طبق روایات هر کس قبل از «خروج سفیانی» و شنیدن صدای آسمانی، ادّعای مشاهده امام زمان را بکند دروغگو است. علمایی که به محضر امام زمان (علیه السلام) تشرف داشتند، چگونه با این حدیث قابل توجیه است؟

پاسخ:
در توقیع و نامه ‌ای که حضرت مهدی (علیه السلام) به آخرین نائب خاصشان یعنی «علی بن محمد السمری» نوشتند، در انتها فرمودند:
«... وَ سَیَأْتِی شِیعَتِی مَنْ یَدَّعِی الْمُشَاهَدَهَ أَلَا فَمَنِ‏ ادَّعَی‏ الْمُشَاهَدَهَ قَبْلَ‏ خُرُوجِ السُّفْیَانِیِّ وَ الصَّیْحَهِ فَهُوَ کَاذِبٌ مُفْتَر...»؛ و می‌آیند از شیعیان من کسانی که ادعای مشاهده دارند، بدانید کسی که ادعای مشاهده کند، قبل از خروج سفیانی و صیحه آسمانی، دروغگو و کذاب است.(1)
چند نکته خدمتتان عرض می‌شود:
سند این توقیع، ضعف‌هایی دارد که اگر فرض را بر صحت بگذاریم باید گفت:
1. با توجه به فضای صدور که بعد از آن غیبت صغری تمام و آغاز غیبت کبری بوده است و «علی بن محمد السمری» آخرین نائب خاص آن حضرت بوده است، مراد از مشاهده در این نامه، مشاهده همراه با ادعای نیابت است؛ یعنی کسی که بگوید نائب بعدی است و یا ادعا کند از طرف حضرت نیابت دارد، چنین کسی دروغگو و کذاب است.
2. از طرفی ما نقل‌های معتبر و زیادی از عالمان بزرگ داریم که گفته‌ اند حضرت را ملاقات کرده اند؛ حتی کسانی که خودشان این توقیع و روایت را در کتابشان آورده اند، مثل «شیخ طوسی».
3. بسیاری از این نقل‌ها اصلا برای سوء استفاده و بهره وری نبوده است.
4. خیلی از این دیدارها، از طرف خود آن عالم، زمینه سازی نشده و در اراده و اختیار او نبوده است؛ یعنی این گونه نیست که هر موقع آن عالم بخواهد، ملاقات می‌کند بلکه انجام ملاقات، از سوی امام و به اراده و اختیار و تشخیص ایشان بوده و به اراده آن عالم نبوده است.
5. از طرفی در ادعیه و آداب دینی، مواردی داریم که در صورت عمل به آن ها، شخص می‌تواند در خواب یا بیداری، حضرت را ملاقات کند.
6. برخی از این حکایات ملاقات، از خود عالمان بزرگ نبوده است بلکه از سوی اطرافیان و بر اثر قرائن و شواهدی که دیده اند، مدعی ملاقات آن عالم با امام شده اند. لذا این عالمان، تحت نام مدعیان مشاهده قرار نمی‌‌گیرند.
بنابراین:
اصل دیدار امکان دارد ولی به طور خاص؛ یعنی هر ادعایی را نمی‌‌توان پذیرفت، خصوصا که بازار فریب بسیار است و افراد ساده لوح هم زیادند.

پی نوشت:
1. ابن بابویه، کمال الدین و تمام النعمه، اسلامیه ـ تهران، ج ‏2، ص 516، ح 44.