صحابه و تحریف قرآن

پرسش:
شیعیان عده ای از صحابه را اهل ضلال می دانند و در عین حال معتقدند قرآنی که این افراد جمع کردند (منظور یکپارچگی قرآن که در دوران عثمان اتفاق افتاد) تحریف نشده است.
این دو عقیده با هم در تناقض اند؛ چرا که افرادی که در دیدگاه شیعیان، این قدر بدکار هستند، پس می توانستند قرآن را هم به نوعی که مطلوب می دانند تغییر دهند.
عطار نیشابوری به خوبی به این تتاقض می پردازد: 
...اختیار جمله شان گر نیست راست * اختیار جمع قرآن پس خطاست
...گفت هر یاریم نجمی روشن است * بهترین قرنها قرن منست 
بهترین خلق یاران من ‌اند * آفرین با دوست داران من ‌اند
 
پاسخ:
این گونه که شما تصور فرموده اید نیست. یکسان سازی قرآن، کار یک یا دو نفر نبوده است؛ از طرفی قاریان بسیاری حضور داشتند که آیات قرآن را در حافظه داشته و یا مکتوب کرده بودند، لذا هر تغییر و دستبردی، از نظرها دور نمی ماند.
 
در دوره خلیفه سوم و موضوع یکسان سازی مصحف ها، ابتدا یک گروه چهار نفره تشکیل داده شد، که عبارت بودند از زيد بن ثابت، سعيد بن عاص، عبد الله بن زبير و عبد الرحمان بن حارث بن هشام؛ ولى آنان از عهده انجام اين كار برنيامدند و براى انجام كارى در اين حد مهم، به افرادى كاردان و با كفايت نياز داشتند، لذا از أبىّ بن كعب، مالک بن ابى عامر، كثير بن افلح، أنس بن مالک، عبد اللّه بن عباس، مصعب بن سعد، عبد اللّه بن فطيمه و ـ به روايت ابن سيرين و ابن سعد و ديگران ـ از پنج تن ديگر كه جمعا دوازده نفر بودند كمک گرفتند.
در اين دوره رياست با "أبىّ بن كعب" بود كه او آيات قرآن را املاء مى كرد و ديگران مى نوشتند.(1)
در باره «أبیّ بن کعب» باید گفت او كسى است كه رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) قرآن را به طور كامل بر وى عرضه فرمود. در یکسان سازی مصاحف در عهد عثمان، هرگاه در مواردى اختلاف پيش مى آمد، با نظر أبىّ، مشكل حل مى شد.(2)
 
یک نمونه که در زمان خلیفه سوم اتفاق افتاده، این است که برای مقابله با حذف یک واو در آیه «وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّة»(3)، "أبی ابن کعب" به مخالفت با عثمان برخاسته و می گوید آیه نازل شده با واو است و اگر بخواهی آن را از قرآن حذف کنی من با شمشیر مقابلت می ایستم و می جنگم.(4)
 
بنابر این:
دستبردن در قرآن، با آن همه قاری و کاتب و ...، نشدنی بوده است.
از طرفی هیچ ملازمه علمی یا منطقی در این جا وجود ندارد تا بتوان نتیجه گرفت اگر این افرادی که اشاره فرموده اید، ضعف ایمانی داشته اند، پس در قرآن هم دستبرد داشته اند و یا اگر در قرآن دستبرد نداشته اند پس ایمانشان کامل و صحیح است.
افزون بر این که، همه این ها بنابر قولی است که معتقد است جمع قرآن پس از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله) بوده است؛ و الا طبق قول کسانی که معتقدند جمع قرآن در زمان حیات پیامبر و با نظارت ایشان انجام شده است، اصلا جایی برای این حرف ها نمی ماند.
 
اما شعر عطار در باره صحابه
در باره این شعر عطار (گفت هر یاریم نجمی روشن است * بهترین قرنها قرن منست / بهترین خلق یاران من ‌اند * آفرین با دوست داران من ‌اند) بطور اختصار باید گفت، عطار در این بیت ها، اشاره به روایاتی دارد که از اهل سنت نقل شده و در تراث شیعه اصلا نیست، و آن روایات در باب فضیلت و برتری صحابه است؛ از جمله:
«أَصْحَابِي كَالنُّجُومِ فَبِأَيِّهِمُ اقْتَدَيْتُمُ اهْتَدَيْتُمْ»؛ مَثَل اصحاب من، مَثل ستارگان آسمان است، به هر یک از آن ها چنگ زنید هدایت خواهید شد.
 
لازم به ذکر است عقیده اهل سنت درباره صحابه پیامبر(صلی الله علیه و آله) این است که همه آن ها بدون استثناء عادل و مقدس هستند و کسی از آن ها را نمی توان متهم به فسق و گناه کرد.
در تعریف صحابی اختلاف است و حتی برخی تعریف ها کسی که پیامبر را یکبار در عمرش دیده ولو برای یک ساعت، صحابی محسوب می شود.
 
نقد و اشکال:
1. مشکل اصلی، در سند این روایات است؛ بعضی از این روایات مرسله اند و برخی از آن ها دارای راویانی است که یا ضعیف و کذاب یا متهم به کذب و یا مجهول الحال هستند.
حتی در بین خود اهل سنت نیز اسناد برخی از این روایات دارای مشکل است، کما این که در باره سند روایت «اصحابی کالنجوم...» گفته شده که حجت نیست زیرا راوی مجهول دارد(5) و نیز از نظر اکثر فقهاء و اهل نظر، ضعیف دانسته شده است.(6)
 
2. از طرفی روایاتی که بر مدح و ثنای صحابه دلالت دارد در مقام تعریف از گروه صحابه است، نه در مقام تعریف از تک تک آن ها. همانطور که آیه شریفه «كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ‏ لِلنَّاس‏»؛ شما بهترين امتى بوديد كه به سود انسان ها آفريده شده‏ اند(7)، به عموم مسلمانان اشاره دارد، نه تک تک افراد.
 
3. علاوه بر این ها، آیات فراوانی در قرآن کریم به توبیخ و سرزنش شدید برخی از اطرافیان و همراهان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می پردازد، برخی را به عنوان منافق معرفی فرموده و از عملکرد برخی (به خاطر منّت گذاشتن بر اسلام،اذیت کردن پیامبر، ایراد گرفتن بر پیامبر، گفتن سخنان کفرآمیز و...) اظهار نارضایتی و ناخشنودی می کند و...، از جمله: توبه: 7/ 101؛ صف: 61/ 2و3؛ حجرات: 49/ 17؛ توبه: 9/ 61؛ توبه: 9/ 58؛ توبه: 9/ 74؛ و...
4. و ادله دیگر...
بنابر این:
نمی توان پذیرفت که هر کس صحابی پیامبر بوده، حتما مقدس است و هیچ گاه مرتکب فسق و گناه نمی شود و تا آخر عمر مصونیت دارد.
 
پی نوشت ها:
1. معرفت، ‏تاريخ قرآن‏، ناشر: سمت‏ ـ تهران، 1382ش، چاپ پنجم‏، ص 100.
2. همان، ص 28.
3. توبه/ 35.
4. ر.ک: سیوطی، الدر المنثور فى التفسير بالماثور، ناشر: كتابخانه عمومى حضرت آيت الله العظمى مرعشى نجفى(ره)- قم‏، 1404 ه. ق‏، چاپ: اول، ج 3، ص 232.
5. ابو عمر القرطبی، جامع بيان العلم وفضله، تحقيق: أبي الأشبال الزهيري، الناشر: دار ابن الجوزي، المملكة العربية السعودية، 1414هـ ـ 1994م، الطبعة: الأولى، ج 2، ص 925، شماره 1760.
6. همان، ج 2، ص 898، ش 1684.
7. آل عمران: 3/ 110.