از چه جنبه هائی برای ازدواج لازم به بلوغ است؟


موضوع:
«ازدواج و بلوغ فکری، شرایط حداقلی و حداکثری ازدواج»

پرسش:

نوجوان 18 ساله ای هستم که قصد دارم تا یکی دو سال آینده ازدواج کنم، چگونه می توان برای ازدواج
به بلوغ فکری، اجتماعی، فکری و ثبات اخلاقی رسید؟


پاسخ:
شرایط حداقلی و حداکثری ازدواج
باید توجه داشت که برای ازدواج و شروع زندگی یک سری زمینه‌ها و شرایطی لازم است و آن حداقل و حداکثری دارد یعنی اینکه برای ازدواج، حداقل باید دختر و پسر به بلوغ جنسی رسیده باشند چون یکی از اهداف ازدواج تداوم نسل نوع انسان است طبیعتاً وقتی این مهم تحقق پیدا می کند که دختر و پسری که باهم ازدواج می کند، قابلیت باروری و تولد مثل را داشته باشند و این قابلیت بعد از بلوغ جنسی حاصل می گردد.
بنابراین حداقل شرایط ازدواج از نظر اسلام، برخورداری دختر و پسر از بلوغ جنسی است اما آیا تنها بلوغ جنسی می تواند عامل موفقیت و خوشبختی و شادکامی دختر و پسر را فراهم آورد؟ پاسخ این پرسش کاملاً مشخص است که خیر، تنها بلوغ جنسی نمى‌تواند تضمین کننده یک ازدواج موفق باشد بلکه عوامل دیگری مثل بلوغ فكرى و عقلی، بلوغ اجتماعی، بلوغ اخلاقی، بلوغ اقتصادی و مالی و... هم لازم است که وقتی آن عوامل در کنار بلوغ جنسی قرار می گیرند تشکیل شرایط حداکثری را می دهند و موجبات پایداری و تداوم ازدواج را فراهم می آورند.
اگر جوانی بتوانید کار و درآمدی داشته باشد و مسئولیت اداره زندگی را بتواند قبول کند و از عهده آن برآید و بتوانید بدون تکیه به خانواده و اطرافیان زندگی مستقلی برای خویش فراهم کند در این صورت می تواند برای ازدواج اقدام کند.

بلوغ عقلی
یکی از نیازهای ضروری و شرایط ورود به مرحلة ازدواج به ویژه برای جوانان پسر؛ بلوغ عقلی است. تا جوانی به این حد بلوغ نرسد، شرایط ازدواج موفق را ندارد. بلوغ عقلی، توانمندی جسمی نیست؛ بلوغ عقلی با توانمندی روحی و فکری و احساس مسئولیت کردن و بزرگ منشی سر و کار دارد.
جوانی که نسبت به مسایل خانوادگی احساس مسئولیت ندارد، هرچند به لحاظ جسمی، رشد فیزیکی، سن و سال و حتی تمکن مالی امکان ازدواج داشته باشد، به طور طبیعی وقت ازدواج این جوان نیست؛ زیرا مفهوم ازدواج تشکیل خانواده‌ای مستقل است. مفهوم ازدواج این است که ما توانایی ادارة یک خانوادة مستتقل را بدون تکیه به دیگران داریم. لذا فردی که هنوز روحیات کودکانه دارد و به بلوغ عقلی نرسیده است ممکن است برای خودش و خانواده‌اش مشکل درست کند.
عاقل کسی است که سنجیده سخن می‌گوید و سنجیده رفتار می کند. پسر و یا دختری که نمی داند با افراد گوناگون چگونه صحبت و رفتار کند، به بلوغ عقلی نرسیده و شرایط ازدواج موفق را ندارد.(1)
نشانه‌های رشد عقلی:

 

  1. تصمیم‌گیری صحیح و بدون وابستگی؛
  2. پیرو بی‌چون و چرای نظر دیگران نبودن؛
  3. داشتن برنامه‌ریزی در زندگی؛
  4. داشتن انتظارات منطقی و معقول؛
  5. عدم پافشاری بر افکار نادرست؛
  6. تجزیه و تحلیل مسائل؛
  7. مسؤولیت‌پذیری در قبال رفتار و کردار؛
  8. کنترل زبان و سنجیده رفتار کردن؛
  9. رعایت حد اعتدال در بروز احساسات؛(2)



بلوغ اجتماعی
روی آوردن به اجتماع و قبول مسئولیت‌های اجتماعی مانند شرکت در اجتماعات سالم، قبول مسئولیت در محیطی غیر از خانه، دوست‌یابی، اظهارنظر کردن در مورد نظرات دیگران و اتفاقات به‌روز جامعه و... از شاخصه‌های اجتماعی شدن است.
رسیدن به بلوغ اجتماعی از سویی باعث برطرف شدن خجالت، رفع ترس از حضور و صحبت در جمع و منزوی بودن شده و از سوی دیگر موجب شکوفا شدن استعدادها و بروز احساسات، گفتن نظرات شخصی، تعامل با دیگران، استفاده از نظرات دیگران و اخذ تصمیم نهایی درست می‌شود.(3)
فرد اگر از لحاظ اجتماعي رشد پيدا كند و به بلوغ اجتماعی مطلوب برسد، روابط خود را در محيط خانه، شغل و دوستان بهتر تنظيم مي‌كند و دچار مشكلات كمتري خواهد شد. به ديگران احترام مي‌گذارد، حقوق آنان را محترم مي‌شمارد و نقش و وظايف خود را در همه نقش هایی که بر عهده دارد به نحو احسن اجرا مي‌كند.

بلوغ عاطفی
بلوغ عاطفی، خروج کودک از انگیزه‌های کودکانه و نشان دادن عواطف خود به شکل بزرگترها است؛ آن‌چنان که عاطفه فرد جهت‌دار و در خط تعدیل و کنترل باشد. خواهر و برادری که در یک خانواده نمی توانند با هم ارتباط عاطفی و روح سازش داشته باشند، چگونه می توانند پس از ازدواج با همسران خود ارتباط عاطفی برقرار نمایند. متاسفانه در ازدواج هایی که بین جوانان ما اتفاق می افتد، به خاطر همین مسایل، اطمینانی وجود ندارد که ازدواج آن‌ها با موفقیت ادامه پیدا کند.
کسی که به بلوغ عاطفی رسیده باشد قابلیت برقراری رابطة عاطفی با اطرافیان را دارد. کسی که به این بلوغ رسیده باشد می تواند احساساتش را کنترل، ابراز و مدیریت کند. کجا باید بخندم، کجا باید گریه کنم، کجا باید داد بزنم، کجا باید اشک بریزم، می تواند در شرایط حاد و بحرانی خودش را کنترل کند و به هم نریزد. کسی که به بلوغ عاطفی رسیده است در اکثر موارد می تواند خطای دیگران را نادیده بگیرد. نه اینکه با هر خطایی برخورد تند و خصمانه بکند. کسی که به این بلوغ رسیده است در برخوردهایش انعطاف پذیر است. و تحمل شنیدن انتقاد را دارد. تذکرات و حرفهای منطقی دیگران را با جان و دل می پذیرد و در شکستها و ناکامی ها خودش را نمی بازد و دست و پایش را گم نمی کند و حس فداکاری در او به وضوح دیده می شود. و در بروز احساساتش خیلی آدم بازی است.

کسی که به بلوغ عاطفی نرسیده باشد مثل سنگ می ماند و دچار انجماد عاطفی است و باید عشق را از او گدایی کنید. بلوغ عاطفی در ازدواج به حدی مهم است که توصیه می شود با کسی که به بلوغ عاطفی نرسیده ازدواج نکنید. با چنین کسانی خیلی سخت می شود کنار آمد.
اگر کنترل احساسات مثبت و منفی، همدلی و همکاری با دیگران، چشم‌پوشی از خطای آن‌ها، انعطاف‌پذیری، توانایی ابراز احساسات و ... را در خود بیابید شاخصه‌های بلوغ عاطفی را کسب کرده‌اید.
ابراز احساسات افراطی نشان رشد عاطفی نیست. توجه داشته باشید احساسات خود را در چه زمان، کجا و نسبت به چه کسی بروز می‌‌دهید.(4)
رشد عاطفي، قدرت محركه و عامل اتصال و پيوستگي و تلطيف انسان‌ها و جوامع است. فرد رشديافته مي‌تواند احساسات منفي و مثبت خود را به درستی كنترل نمايد و از هنجارهاي جامعه فراتر نرود.

بلوغ اقتصادی و مالی
یکی دیگر از شرایط ازدواج که لازم است جوانان به ویژه آقایان آن را کسب نمایند، توانمندی اقتصادی و بلوغ مالي است. توانمندی اقتصادی در ازدواج این است که فرد بالقوه توانایی اداره یک زندگی را داشته باشد و بخشی از این توانایی به ظهور رسیده باشد. یعنی جوانی که قصد تشکیل خانواده را دارد، باید بتواند در حد مخارج زندگی خود تا حدودی استقلال داشته باشد و کاملا متکی به پدر و اموال او نباشد. برای آیندة خود برنامه ریزی و طرح اقتصادی داشته باشد و برای سوال هایی از این قبیل که روش کسب درآمد تان چیست؟ چه میزان پس انداز می توانید داشته باشید؟ و.... جواب روشنی داشته باشید. برای رسیدن به بلوغ اقتصادی باید به حداقل های عرفی رسیده باشید؛ یعنی در پی کم کردن وابستگی اقتصادی خود از خانواده باشید و درآمد حداقلی برای خود داشته باشید.(5)

به طور متوسط سن ازدواج پسران در روستاها از 21 سالگی به بعد آغاز می‌گردد؛ در حالی که جوانان ساکن شهر معمولاً به طور متوسط از 24 تا 35 سالگی اقدام به ازدواج می‌کنند. وضعیت دختران ساکن روستا از نظر متوسط سنّ ازدواج را در حدود 16 سالگی و در شهرها از حدود سنی 18 تا 28 سالگی برآورد می‌شود. البته آنچه رخ می‌دهد نمی‌تواند معیاری مناسب برای توصیه کردن به شمار آید؛ مگر آنکه از جهات گوناگون و از جمله از لحاظ روانشناختی مورد بررسی و تأیید قرار گیرد.

معرفی منابع برای مطالعۀ بیشتر:




  1. مظاهري، علي اكبر، جوانان و انتخاب همسر، قم: پارسيان، 1378.
  2. صدري، سيد ضياءالدين، آيينه ازدواج و روابط همسران، تهران: انتشارات انجمن اولياء و مربيان، 1377.
  3. یزدانی، محمود، یک انتخاب مناسب (همسر گزینی در بیست گام)، مشهد: انتشارات آهنگ قلم 1385.
  4. کاظمی، علی اصغر، دختران حوا (ویژه دوران بلوغ دختران)، قم: ابتکار دانش، 1388.
  5. محمدیان، محمود، بلوغ ... تولدی دیگر، تهران: انجمن اولیاء و مربیان، 1384.
  6. احمد پناهی، علی، شکفتن سهم توست: راهکارهای عملی برای موفقیت و بالندگی پسران نوجوان، قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، 1388.



پی‌نوشت‌ها:




  1. بانکی پور فرد، امیرحسین، مطلع مهر، راه‌کارهای جامع و کاربردی برای انتخاب همسر، اصفهان: حدیث راه عشق، 1388، ص53.
  2. همان، ص46-51.
  3. همان، ص62.
  4. همان، ص61-62.
  5. همان، ص59-60.


http://www.askdin.com/showthread.php?t=63448&p=1000156&viewfull=1#post10...