دیدگاه اهل سنت درباره نماز پشت سر شخص فاسق چیست؟

پرسش:

دیدگاه اهل سنت درباره نماز پشت سر شخص فاسق چیست؟

پاسخ:

اعتقاد اهل سنت و جماعت اجمالا جواز اقتدا به شخص فاسق می باشد. که ما در دو جهت این مساله را بررسی می نمائیم:

الف) اقتدا به شخص فاسق در نمازهای واجب یومیه:

فقه حنفی و شافعی:
بنابر فتاوای علمای حنفی و شافعی مذهب اقتدا به شخص فاسق جایز است هر چند که چنین عملی کراهت [1]دارد علمای این مذاهب جواز چنین امری را مبتنی بر دو امر نموده اند:

ا) روایت ابو هریره از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که وی نقل می کند که آنحضرت فرموده اند: «صلوا خلف کل بر و فاجر»؛[2]پشت سر هر انسان نیکو کار و فاسقی نماز بگزارید.

2) اقتدای عبدالله بن عمر به حجاج با اینکه حجاج فاسق ترین فرد زمان خویش بوده است.

ابوبکر كاشانى از علمای بزرگ احناف در این رابطه می نویسد: اجمالا کسی که صلاحیت امامت را دارد عبارت است از هر انسان عاقل و مسلمانی؛ به گونه ای که امامت بنده و اعرابی و نابینا و ولد زنا و فاسق خائن نیز جایز است. ودلیل این امر نیز سخن پیامبر صلی الله علیه و آله است که فرمودند: پشت سر هر انسان نیکو کار و فاجری نماز بگزارید.[3]

بدیهی بودن جواز اقتدا به فرد فاسق در نماز های جماعت به گونه ای است که این امر در کتب اعتقادی احناف نیزانعكاس يافته است؛ لذا در کتاب شرح عقیده طحاویه می خوانیم:«ونرى الصلاة خلف كل برٍّ وفاجرٍ من أهل القبلة»؛[4]اعتقاد ما جواز نماز پشت سر هر انسان نیکو کار و یا بدکار از اهل قبله است.

فقه حنبلی:
حنابله (و بنابرقولی در فقه مالکی) قائل به عدم جواز چنین امری می باشند.

در فقه حنبلی آمده است: امامت شخص فاسق در صورتی که فسق او به واسطه فعلی از افعال همچون زنا و سرقت و شرب خمر و...بوده باشد و یا فسق او جنبۀ اعتقادی داشته باشد همچون روافض؟! و خوارج(ولو اینکه این امر مخفی باشد) صحیح نمی باشد.

ادله عدم جواز اقتدا به فرد فاسق از دیدگاه حنابله عبارت است از:

1) آیۀ شریفه:« أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًاكَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لاَ يَسْتَوُونَ»؛[5]آيا كسى كه باايمان باشد همچون كسى است كه فاسق است؟! نه، هرگز اين دو برابر نيستند.

2) روایتی که ابن ماجه از طریق جابر نقل می کند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:«لا تؤمن امرأة رجلاً، ولا أعرابي مهاجراً، ولا فاجر مؤمناً، إلا أن يقهره بسلطان يخاف سوطه، وسيفه»؛[6]امامت نمی کند زن برای مرد و اعرابی برای مهاجر و فاسق برای مومن، مگر اینکه او را از قهر سلطانی که از مجازات او بیم دارد بترسانند.

3) روایت:«اجعلوا أئمتكم خياركم، فإنهم وفدكم فيما بينكم وبين الله عز وجل »؛[7] امامان خود را بهترین افراد خود قرار دهید؛ زیرا آنان نمایندگان شما به درگاه الهی می باشند.

فقه مالکی:
درفقه مالکی تفصیل واقع شده بین فسقی که جهت جوارحی (فعلی) داشته باشد؛ همچون زنا و شرب خمر که در این صورت قائل به جواز اقتدا به فرد فاسق شده اند. و بین فسقی که به نماز تعلق می گیرد همچون اخلال به رکن یا شرط یا سنتی در نماز به صورت عمدی که در این صورت قائل به عدم جواز اقتدا به فرد فاسق شده اند.

ب) اقتدا به فاسق در نمازهای جمعه و عیدین

اختلاف علمای اهل سنت در جواز و عدم جواز اقتدا به فرد فاسق در نمازهای واجب یومیه است، اما در نماز های جمعه و عیدین که حاکم متصدی انجام آن است در فقه مذاهب اربعه قائل به جواز اقتدا به چنین فردی شده اند؛ زیرا لازمه عدم جواز اقتدا فوت شدن این نمازها است.[8] و اهمیت این نماز ها بیش از عدالت امام جماعت می باشد.

واین در حالی است که در فقه اهل بیت علیهم السلام عدالت یکی از شروط معتبر در امام جماعت می باشد که بدون تحقق چنین امری اقتدای به او نیز جایزنخواهد بود.[9]

موفق باشید.

پاورقی:

[1]. در علت کراهت گفته شده است که با وجود فسق نمازگزاران ایمن نیستند از اینکه شخص فاسق محافظت بر شروط نماز نداشته باشد.

[2].سنن الدارقطنی، ج3، ص45.« وحدثنا أبو روق الهزاني أحمد بن محمد بن بكر بالبصرة ، ثنا بحر بن نصر ، ثنا ابن وهب ، حدثني معاوية بن صالح ، عن العلاء بن الحارث ، عن مكحول ، عن أبي هريرة : أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال : " صلوا خلف كل بر وفاجر ، وصلوا على كل بر وفاجر ، وجاهدوا مع كل بر وفاجر " مكحول لم يسمع من أبي هريرة ، ومن دونه ثقات».

[3].بدایع الصنایع، ج1، ص156.«فصل و اما بيان من يصلح للامامة فى الجملة فهو كل عاقل مسلم حتى تجوز امامة العبد و الاعرابى و الاعمى ولد الزنا و الفاسق خائن و لهذا لا شهادة له لكون الشهادة من باب الامانة (ولنا) ما روى عن النبى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله انه قال: صلوا خلف من قال لااله‏الااللّه‏ و قوله صلى اللّه‏ عليه و سلم: صلوا خلف كل بر و فاجر...».

[4].شرح العقیدة الطحاویة، ج1،ص158.

[5].السجدة/18.

[6]. سنن ابن ماجة، ج1،ص343،ح 1081.

[7].سنن الدارقطنی، ج2، ص74:«حدثنا محمد بن أحمد بن أسد الهروي ، حدثنا الحسين بن نصر المؤدب ، ثنا سلام ابن سليمان ، ثنا عمر ، عن محمد بن واسع ، عن سعيد بن جبير ، عن ابن عمر قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : " اجعلوا أئمتكم خياركم ، فإنهم وفدكم فيما بينكم وبين الله عز وجل " ، هذا عندي هو عمر بن يزيد قاضي المدائن».

[8]. الموسوعة الکویتیة، ج6،ص36.«الاِقْتِدَاءُ بِالْفَاسِقِ :الْفَاسِقُ : مَنْ فَعَل كَبِيرَةً ، أَوْ دَاوَمَ عَلَى صَغِيرَةٍ. وَقَدْ صَرَّحَ الْحَنَفِيَّةُ وَالشَّافِعِيَّةُ بِجَوَازِ الاِقْتِدَاءِ بِالْفَاسِقِ مَعَ الْكَرَاهَةِ ، أَمَّا الْجَوَازُ فَلِمَا وَرَدَ فِي الْحَدِيثِ : صَلُّوا خَلْفَ كُل بَرٍّ وَفَاجِرٍ ، وَلِمَا رَوَاهُ الشَّيْخَانِ أَنَّ ابْنَ عُمَرَ " كَانَ يُصَلِّي خَلْفَ الْحَجَّاجِ عَلَى ظُلْمِهِ. وَأَمَّا الْكَرَاهَةُ فَلِعَدَمِ الْوُثُوقِ بِهِ فِي الْمُحَافَظَةِ عَلَى الشُّرُوطِ.وَقَال الْحَنَابِلَةُ - وَهُوَ رِوَايَةٌ عِنْدَ الْمَالِكِيَّةِ - : لاَ تَصِحُّ إِمَامَةُ فَاسِقٍ بِفِعْلٍ ، كَزَانٍ وَسَارِقٍ وَشَارِبِ خَمْرٍ وَنَمَّامٍ وَنَحْوِهِ ، أَوِ اعْتِقَادٍ ، كَخَارِجِيٍّ أَوْ رَافِضِيٍّ وَلَوْ كَانَ مَسْتُورًا . لِقَوْلِهِ تَعَالَى : { أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًاكَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لاَ يَسْتَوُونَ } ، وَلِمَا رُوِيَ عَنْ جَابِرٍ مَرْفُوعًا : لاَ تَؤُمَّنَّ امْرَأَةٌ رَجُلاً ، وَلاَ أَعْرَابِيٌّ مُهَاجِرًا ، وَلاَ فَاجِرٌ مُؤْمِنًا إِلاَّ أَنْ يَقْهَرَهُ بِسُلْطَانٍ يَخَافُ سَوْطَهُ وَسَيْفَهُ. وَفَصَّل الْمَالِكِيَّةُ فِي الرِّوَايَةِ الأُْخْرَى الْمُعْتَمَدَةِ بَيْنَ الْفَاسِقِ بِجَارِحَةٍ كَزَانٍ وَشَارِبِ خَمْرٍ ، وَبَيْنَ مَنْ يَتَعَلَّقُ فِسْقُهُ بِالصَّلاَةِ ، كَأَنْ يَقْصِدَ بِتَقَدُّمِهِ الْكِبْرَ ، أَوْ يُخِل بِرُكْنٍ أَوْ شَرْطٍ ، أَوْ سُنَّةٍ عَمْدًا ، فَقَالُوا بِجَوَازِ الاِقْتِدَاءِ بِالأَْوَّل دُونَ الثَّانِي . وَهَذَا كُلُّهُ فِي الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ ، أَمَّا فِي الْجُمَعِ وَالأَْعْيَادِ فَيَجُوزُ الاِقْتِدَاءُ بِالْفَاسِقِ اتِّفَاقًا ، لأَِنَّهُمَا يَخْتَصَّانِ بِإِمَامٍ وَاحِدٍ ، فَالْمَنْعُ مِنْهُمَا خَلْفَهُ يُؤَدِّي إِلَى تَفْوِيتِهِمَا دُونَ سَائِرِ الصَّلَوَاتِ».

[9].ترجمه تحریر الوسیله، ج1، ص498:«حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) در تحریر الوسیله درضمن برشمردن شرایط امام جماعت می فرمایند: وعدالت ، بنابراین نماز خواندن پشت سر فاسق و کسی که وضع او مشخص نیست (که عادل است یا خیر) جایز نمی باشد و عدالت حالت نفسانی است که انسان را بر ملازمت تقوا واردار می سازد و مانع از این می شود که انسان گناهان کبیره، بلکه بنابر اقوی صغیره ها را نیز انجام دهد، تا چه رسد به اصرار بر آنها که از گناهان کبیره حساب شده است و مانع می شود از اینکه انسان کارهایی بکند که عرفا حاکی از لاابلالی بودن او نسبت به دین است».

http://www.askdin.com/thread25987.html

دیدگاه جدیدی بگذارید